در آموزههای قرآنی به دو دشمن درون و بیرون اشاره شده است. گزارشهای قرآنی درباره دشمن بیرون به آن اندازه است كه حساسیت ما را برانگیزاند. این دشمن كه قرآن از آن به دشمن آشكار یاد میكند، هرگز به طور مستقیم در ما تصرف نمیكند ولی با روشها و ابزارهایی كه در دست دارد به درون نفوذ كرده و با استفاده از ابزارها و ظرفیتهای موجود نفس آدمی را به یار و یاور خویش تبدیل میكند و دشمن درون را با خود همراه میسازد. اینگونه است كه اعدی عدوك (دشمنترین دشمنان انسان) كه نفس و در درون انسان است.
هماهنگ و همراه با دشمن بیرون، انسان را به بردگی كشیده و از راه راست و حق و حقیقت دور میسازد و همه ظرفیتها و توانمندیهای موجود در انسان را كه میبایست در راستای تكامل و كمالیابی به كار گرفته شود در خدمت خویش میگیرد و آدمی را به نابودی میكشاند.
قرآن نام این دشمن بیرونی را كه از نوع جن و جان و آفریدهای از آتش خالص و ناب است، ابلیس و به تعبیری شیطان نام نهاده است. ابلیس كه در زبان عبری آن را عزازئیل مینامند به معنای رانده شده از خداست. ابلیس نام خاصی برای یك فرد از نوع جن است كه در میان فرشتگان میزیست و همراه فرشتگان آسمانی مامور به سجده به انسان شد. این موجود كیست و چه دشمنی با انسان دارد و چرا از آغاز آفرینش انسان با وی مخالفت كرده و چرا میكوشد تا او را گمراه و بدبخت سازد؟ از چه روشهایی برای دستیابی به مقصد و مقصود خویش بهره میبرد و چرا به دشمن آشكار نامیده شده؟ این نوشتار میكوشد تا به طور گذرا نگاهی به این موضوع بر پایه آموزههای قرآنی داشته باشد. با هم این مطلب را می خوانیم.
ابلیس كه در زبان عبری آن را عزازئیل مینامند به معنای رانده شده از خداست. ابلیس نام خاصی برای یك فرد از نوع جن است كه در میان فرشتگان میزیست و همراه فرشتگان آسمانی مامور به سجده به انسان شد.
